
سلام بر منتظران راستین که دل هاشان در شوق رسیدن به آن مهر خداوندی می کاود همه جا را...
سلام بر عاشقان درگاه حق که بی وقفه می سوزند و مهر خاموشی بر لب دارند...
سلام بر پاک سیرتانی که تو را،تنها تو را زمزمه میکنند ای سبزترین بهار...
و سلام بر تو ای امید انتظار زمین و آسمان...
سلام بر تو ای روح پر شکوه حق...
سلام بر تو ای محبوب دلها...
سلام بر تو ای آسمانی ترین،ای عاشقانه ترین شعر آفرینش...
میخواهم هفت سین عشقم سلام بر تو باشد و بس...
سلام بر تو و هر آنچه که از برای توست...
مولای من!
از تو می خوانم ، و تو را می جویم ای آرزوی دیرینه من...
هر آنچه هست را برای تو میخواهم و از تو می سرایم این شعر ناتمام را...
دفتر عشق را گشودنش سهل است اما بستنش را کس نتواند...
سال هاست برای تو مینوسم ، از تو و عشق تو، از تو و هر آنچه متعلق به توست...
دلم میخواهد تک تک واژه های شعرم تو را بسرایند و از تو بگویند...
آری برای تو می نویسد دوباره، منتظری چشم براه دوخته...
دلش را عشق و امید تو افروخته...
دلم میخواهد در این سال جدید تو را بیش از پیش بخوانم...
لبریز شوم از شوق وصال...
و از عشق به تو...
دلم میخواهد...
ای آیه نور...
ای آفتاب ظهور...
ای آن که چشم منتظری گشته به راه تو کور..
ای آسمانی ترین!
بگو که ابرهای رحمت بر وجودی نالایق ببارند...
بگو آرام بخشند اندکی این آتش سوزان هجران را...
منتظران چشم براهند...
بارانی ترین من بیا...